چه کسی از همه جذاب تره؟
جمعه 30 دی 1390 12:16 ب.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ،
ببینید این دفعه من بدون مقدمه می خواهم حرفم را بزنم.
کاری ندارم اول حضرت آدم اومد یا زنش!
کاری ندارم حجاب چیه ؟ کشکه ؟ بادمجانه ؟ قرمه سبزیه؟ مانع است؟ از این قیف های راهنمایی راننندگی است؟
روسری ! سنگیه !؟ خیلی بزرگه ؟ جلوی دید را می گیرد ؟ یا شاید هم جلوی دیده شدن را می گیرد ؟
دولتی ها چه نظری دارند ؟ مراجع چه می گویند؟ در قرآن چیزی به نام حجاب هست ؟ یا نه؟ کاری ندارم ! در کل یک چیز را خوب می دانم و آن این است که اکثر بازیگران سینمای ما به خاطر زیبایی و خوشتیپی به بازیگری دعوت یا قبول می شوند!!!!
اگر می بینیم کسی مثل گلشیفته به هرزه نمایی رو آورده و یا کسی مثل لیلا حاتمی میاید می گوید که زنگی خصوصی بدون سانسور دیگران! برایش جالب است ! تقصیر خودش نیست! تقصیر آن عده شهوت ران در سینما است که همچین انسان های هرزه ایی را به سینما و حتی به تلوزیون راه می دهند !
نگاه کنید ! کاری ندارد ! من هم می توانم بروم در خیابان به خصوص جلوی در پاساژ ها و بازار بایستم و چند نفر که فکر می کنند خیلی جذاب هستند ! را به سینما ببرم و به یک کارگردان معرفی کنم ! به همین راحتی ! و کلی پول بابت این اکتشاف هایم هم به من می دهند !
می گویید نه! بروید امتحان کنید! هیچ فیلتری هم نمی خواهد! به جز این که طرفی را که پیدا می کنید باید خوشگل ! مامانی و گوگولی مگولی باشد ! و اگر کشف شما یک جنس به ظاهر مذکر بود باید علاوه بر موارد فوق !!!! حتما دارای ویژگی هایی مقل کم حیایی و بی حیایی هم باشد !

بعد جالبه ها!!! هر وقت که یک تعداد از این مثلا بازیگران کشف حجاب کردند و یا خودشان را مثل حیوانات لخت کردند !! سایت ها و روزنامه داد و بیداد می کنند که ای وای !! چه بلایی سرمان آمده که بازیگران ما همگی و یا جملگی بی حیا از آب در آمدند!؟
نه داداش!! بحث ما این مسخره بازی ها نمی تواند باشد ! بحث ما از خود بعضی از این کارگردانان و تهیه کننده گان بی حیا ضد دین شروع می شود!
چرا همه اش میاییم سر خودمان را کلاه می گذاریم!
خود من در همان مطلبی که درباره فیلم ورود آقایان ممنوع نوشتم گفتم که مگه نظام ما جمهوری اسلامی نیست؟
مگه مملکت ما اسلامی نیست!
با این وضع ! فقط سوژه دست ما وبلاگ نویسان میاید و بس ...........
از همه جالب تر این که همچین بازیگرانی را برای نقش های مذهبی هم تا دلتان بخواهد می گذارند!!!!!
محض اطلای :
صنف دلالان و زحمت کشان عرصه ی واسطه گری
خانه ی شاید منحله سینما
تهیه کنندگان بساز و نشان بده سینمای جمهوری اسلامی....
کارگردانان عرصه ی کپی برداری از هالیوود
مردم همیشه در صحنه ی خرید بلیط از سینما
فرهنگیان بی فرهنگ و برهنگان با فرهنگ
وزارت خیلی فعال ارشاد نمی دانم اسلامی
جناب آقای شمقدری به علت سیستم فیلتراسیون مکانیزه !!!
سلحشورخان مذهبی بابت معرفی بازیگران ارزشی به ما ارزشی ها !!!!
حاتمی ها!!! به خاطر ... نگم بهتره !!!
مسعود خان بیلیاردر به خاطر حضور در جبهه های حق در برابر حق !!!!
برنامه هفت به دلیل .... همان اطلاع رسانی!
اصغر فرهادی که نشان داد اصلا ریا کار نیست و از همان اول خودش را نشان داد!
گلشیفته فراهانی و خیلی های دیگه که نشان دادند چه خاکی بر سر این سینما ریخته شده!
بازیگران مجموعه های تاریخی صدا وسیما که نشان دادند که چقدر پول برایشان مهم است و نه فرهنگ !!!
و در آخر محض اطلای مردم شریفی که سینما نمی روند و بیکار هم نیستند!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: یکشنبه 2 بهمن 1390 08:49 ب.ظ
او عبدالله 30 سال دارد...
پنجشنبه 22 دی 1390 10:51 ق.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ، مقالات سیاسی ،
نمی دانم اگر یک انسانی یک جایی را چسبید چگونه آن را رها می کند؟
منظورم این است که اگر آنجا را چسبید ... در آن محل چسب وجود نداشته باشد پس چرا بعضی از ما آدم ها ! منظوررم همان جمال خلقت خداوندی و همان اشرف مخلوقات ....
آیا مثل برخی از موجودات مثل باکتری ها ماده ایی در خود دارد به نام پیلی !
پیلی یک لایه ایی است که برخی از باکتری ها از آن به عنوان یک لایه چسبنده برای چسبیدن به سطوح مختلف استفاده می کنند !
شاید بعضی از ما انسان ها همان پیلی داشته باشم!
نمی دانم! چرا بعضی از ما می توانیم به سطوح مختلف بچسبیم و دیگران نمی توانند.... شاید هم به این دلیل است که ما نمی خواهیم بچسبیم بلکه آن سطوح یا مکان ها به ما می می چسبند!
آن وقت دیگر شرایطی به وجود می آید که دیگران هم بخواهند به ما کنند نمی توانند ما را جدا کنند!
بعضی از انسان ها هم به خاطر عشق به یکدیگر می چسبنند! حالا می خواهد این عشق برای چه معشوقی باشد آن را خدا می داند!
گفتم عشق !
عشق سه حرف ندارد..... عشق حرف ها دارد ..... و چه عقده ها در دل عشق هست....
عشق چه مصیبت ها و چه سختی ها دارد ...... عشق چه رنج ها و غربت ها دارد.......
و عشق چه مزایا دارد........
ریاست هم عشق دارد......
عشق هم ریاست دارد و می کند.....
پسر خوب قصه ی ما هم پیلی دارد و هم دیگران به او چسبیده اند و هم عشق دارد ..... عشقش هم چه سال ها دارد.....
هی جلسه و هی نشست و هی برخاست و هی دوباره جلسه ! چه فایده !!!
آن ها که از دایره عشق و عاشقی بیخبرند اند این ها را نمی دانند نه! این ها را نمی فهمند..........
اشکال ندارد ! همین بس که عاشق دنبال معشوقش هست می ماند و خواهد ماند و در این را حاضر همه چیز خود را از دست ولی میز و صندلی اش را نه!
نمی دانم چرا مردم و همه ی مسولان به جز چند نفر محدود نمی گذارند این دو دلباخته! با هم به زندگی پر از عشقشان ادامه دهند؟
او فقط 30 سال دارد..... او عبدالله 30 سال دارد ..... او عبدالله 30 سال زندگی همرا با عشق دارد... او عبدالله جاسبی 30 سال ریاست همراه با عشق دارد...... او دکتر عبدالله جاسبی 30 سال حامی همراه با عشق ریاست دارد......
او عبدلله 30 سال دارد....
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جاسبی ، دانشگاه آزاد ، دکتر ، باکتری ، پیلی ، عشق سه حرف ندارد ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 دی 1390 11:21 ق.ظ
جبهه ها یا اجبها ؟
پنجشنبه 15 دی 1390 12:41 ب.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ، طنز سیاسی ، مقالات سیاسی ،
یادم میاد وقتی در دبیرستان بحث صرف 14 صیغه ماضی و مضارع و غیره بود مخ بنده کاملا هنگ کرده بود! و از آنجایی که
ما از بچه های شب امتحانی بودیم !!! برای این که بتوانیم نمره قبولی را از درس عربی سال اول دبیرستان کسب کنیم!
آمدیم از شیوه ی مخخف کردن کلمات استفاده کردیم! یعنی آمدیم ریشه ی صیغه های مختلف را از هر کدامشان یک حرف اول یا آخر را برداشتیم تا توانستیم آن ها را برای روز امتحان حفظ کنیم!
در دوران راهنمایی که بودیم بحث درس عربی زیاد نبود ! یک قسمتی داشت برای جمع اسم ها و فعل ها!
مثلا می گفتند بعضی ها جمع مکسر دارند و باید حفظ کینم و بعضی دیگر نه! باید قائده آن ها را بلد باشیم!
مثلا می گفتند جمع مسجد می شود مساجد و جمع مدرسه می شود مدارس ! یا برای آن بعضی نه !!!! مثلا می گفتیم جمع مذهبی ها می شود مذهبیون !!!! البته جمع مذهب می شود مذاهب ! یا جمع سیاسی می شود سیاسیون !
و برای مونث و مذکرشان هم بماند.......
در دوران طفولیت که نه ! منظورم دوران دبستان که عربی نداشتیم! می گفتیم مسجد ها یا مدرسه ها ! اگر هم کمی کوچکتر بودیم می گفتیم مدرسه هایا !!!!!
در خود دوران طفولیت می گفتیم مدرسشه یا !!!!!!
حالا هم که حالا است .... می گوییم خواص و نمی گوییم خاص ها ! می گوییم وبلاگ ها نمی گوییم وبلاها !!!
یا می گوییم یارانه ها و نمی گوییم بخور نمیر ها !!!!!

چند شب پیش بخش بیست وسی خبر شکبه دو سیما ! آمده بود گروه بندی های سیاسی برای انتخابات مجلس در اسفند ماه امسال را به طور تقربی بیان می کرد که اول از جبهه ی متحد اصولگرایان شورع کرد وبعد چبهه ی پایداری و بعد جبهه ی حامیان دولت را با نام گفتمان انقلاب اسلامی و بعد اصلاحطلبان و غیره و خورده ها را هم گفت.
جدا از بحث این که من خودم به کدامشان بیشتر نظر دارم باید عرض کنم که این همه جبهه ! خدا وکیلی موقع انتخاب کاندیدا ها برای رای دادن ! این مردم بیچاره می گویند فرق متحد با پایداری چیه ؟ یا مثلا فرق گفتمان با اصولگرایان چیه ؟
و جدا از بحث این که کداشمان بیشترین کاندیدا را به مجلس می فرستند با رای من و شما ! باید گفت انصافا نمی شد این چند جبهه را با هم یک طوری مخلوط می کردیم که 2 یا 3 تا جبهه بیشتر نمی شد!
یک طرف خواص بی بصیرت اند و دیگری طرف خواص بابصیرت!
طرف بالا منحرفان اند و طرف پایین فتنه گران وطرف وسط سکوت گران و نامه نویسان بدون سلام قرار دارند!
در قسمت حاشیه این 4 جهت یعنی قسمت پاورقی هم افراد چراغ خاموش قرار دارند!
شد چند تا ؟
پس باید برای روز انتخابات یک سری نماد ها یا همان مخخف های کلمات یا یک چیزی شبیه به آنجه که در بالا گفتم طراحی کرد تا ما به کسی خدایی نکرده اشتباه رای ندهیم! چون بعدا نمی توانیم رای مان را پس بگیریم! یک رای داده شده پس داده نمی شود ! حتی اگر بخواهیم به شیوه ی آقای چیز یا آقای بی سواد عمل کنیم!
روی هم رفته باید 5 تا لیست داد! و به اضافه ی یک لیست سیاه رنگ برای افراد چراغ خاموش! چون که چراغ ندارند پس باید لیستشان هم سیاه باشد تا مردم بتوانند تشخیص بدهند! در ضمن برای پوستر های تبلیغاتی شان هم باید یک لامپ خاموش به عنوان سر لیستشان قرار بگیرد!
سرلیست افراد بی بصیرت یا یک مقدار خاکستر زغال به عنوان نماد گذاشته شود که این نماد مبوط به افراد خاکستری یا همان بی بصیرت می باشد!
برای افراد با بصیرت بایستی یک عنیک به عنوان چشک برزخی داشتن و با بصیرت بودن قار داده شود و برای افراد وسطی !!! یک نامه به شکل نامه های دوران خلفا که یک پوست بود با دوتا منگوله و البته بدون سلام به نماد جبهه قرار داده شود!
برای منحرفان می توان یک تابلوی انحراف به چپ البته بدون علامت خط مایل که نشان دهد انحراف به چپ ممنوع نیست می تواند نماد بسیار خوبی قرار بگیرد!
برای اصلاح طلبان می توان پرچم 3 رنگ و با ستاره های زبیا یعنی پرچم آمریکا ...... به عنوان نماد جبهه قرار داده شود!
برای فتنه گران می وان یک عدد سطل زباله سوخته را قرار داد....
در ضمن به جای بکار بردن کلمه ی بی معنی و تشویش کننده ی اذهان عموم یعنی کلمه ی (جبهه ها ) باید از کلمه ی اجبها که کلمه نزدیکی به کلمه با معنی اژدها می باشد استفاده کنیم! زیرا اگر به هر کدام از جبهه ها ! ببخشید منظورم اجبها بود ! اشتباها رای دهیم! آنوقت معلوم نیست چه اژدهایی به وجود بیاید در مجلس که از مجلس ششم بدتر باشد!
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: انتخابات مجلس 1390 ، جبهه ها ، جبهه ی پایداری ، اصولگرایان ، اصلاحطلبان ، فتنه گران و منحرفان ، طنز ،
آخرین ویرایش: جمعه 16 دی 1390 01:20 ب.ظ
این زمان بود که ما یاد خمینی کردیم/ بعد صبر حسنی،کار حسینی کردیم
پنجشنبه 8 دی 1390 11:36 ق.ظ
ارسال شده در: مطالب لینک ها(سایت ها و وبلاگ ها) ،
محمود مربوبی
تا که بر خاطره ها دست گذر دادم من/ یاد روز نهم از ماه دی افتادم من
روز بیداری و تکرار غدیر خم بود/ زان سبب هست اگر خرم و دلشادم من
یادم افتاد ز ایام غبار آلوده/ و از آن روز که دلها همه شد آسوده
مدتی بود وطن طعمه روباهان بود/ دیده بی خردان بر دهن شیطان بود
قصدشان بود براندازی و در این عرصه/ شد عیان هرچه نفاق خفی و پنهان بود
ما که از عمر پی فصل بهارش بودیم/ خسته از فتنه و از گرد و غبارش بودیم
باز از غفلت ما فکر محالی کردند/ فکر احیای تن رو به زوالی کردند
غافل از اینکه در این معرکه رعب انگیز/ تکیه بر شیر نر بی دم و یالی کردند
اینکه «اینبار تقلب شده» را رمز نمود/ بر تن مرده جنبش، کفن سبز نمود
تا توانست ز هر بتکده نیرو آورد/ هر چه در چنته نگهداشته بود، رو آورد
آنقدر کرد فراتر ز گلیمش پا را/ عاقبت مرشد ما، خم به ابرو آورد
تا که دیدیم غمی بر دل رهبر آمد/ آخر کار همه فتنه گران سر آمد
عده ای خون به دل مردم ایران کردند/ پشت بر دغدغه پیر جماران کردند
دهمین روز محرم شد و کوفی گشتند/ هتک حرمت به حسین (ع) شاه شهیدان کردند
این زمان بود که ما یاد خمینی کردیم/ بعد صبر حسنی، کار حسینی کردیم
کو یلی که پنجه در پنجه شیر اندازد/ پرچم پیر جماران، به زیر اندازد
تا علم بر سر دوش علی خامنه ای ست/ سوی این خیمه کسی نیست که تیر اندازد
این علمدار، فدایی، دو سه لشگر دارد/ آن طرف مرد اگر هست قدمی بردارد
9 دی مظهر بیداری مردم باشد/ مایه وحدت و ایجاد تفاهم باشد
ای که در سر هوس فتنه دیگر داری/ مملکت تحت لوای مشهد و قم باشد
هر که با شیعه اولاد علی در افتد/ سر و کارش به خدا با یل حیدر افتد
از رجانیوز
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نهم دی ، 9 دی 1388 ، فتنه در هم شکست ، صبر حسنی و کار حسینی ،
آخرین ویرایش: - -
مردی با هنر های فراوان
پنجشنبه 1 دی 1390 07:09 ب.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ،
نمی دانم هرچی می خواهم از مرده چیزی ننویسم ! می بینم نه ! نمی شود ! جذبه خیلی زیادی دارد! هر چه به اسفند نزدیک می شویم ایشان تازه یادشان افتاده که دولتی و ملتی هم هست! شاید هم فکر می کند که اصلا دولتی و ملتی نیست!
هر چیه ! خیلی آدم جالبی است ! چهره ایی پیر و پخته ایی نشان می دهد! سابقه ایی زیادی هم دارد! در میان ئوستان و دشمنان آدم سر شناسی است! حرف هایش همه با معنی است....
یا اصلا حرف نمی زند که انسان فکر می کند چه انسان توداری است ! یا این قدر حرف می زند آدم فکر می کند چقدر
دلش پر است!

صدای خاصی دارد ! طرز بیانش هم خیلی مهم است! هر حرفی را با لحنی خاص می زند ! نمی دانم ! شاید می گویند هر کسی یک هنر دارد ! این هم هنرش این باشد! اول خواستم خیلی بهش حمله کنم ! به خود گفتم نمی شود هر کسی هر حرفی را زد ما به آن حمله کنیم!
همه هم به حرف هایش توجه می کنند! کلا انسان دوست داشتنی است ! حتی اگر با هاش هم فکر نباشی!
فرزندانش هم به خودش رفته اند ! هر کدامشان یک هنری دارند!
مثلا یکی شان متخصص در بدست آوردن پول در زیر زمین است! یعنی می تواند با مته حفاری در زیر خیابان های شهر بودجه سازمانش را بدست آورد! البته الان دگر کارش چیز دیگری است!
فرزند دیگرش هنرش این است که از هر جایی و هر مکانی و زمانی ساندویچ بخرد! شاید بگویید این شعبده بازی است! نه شعبده بازی نیست ! بلکه استعداش همین است که حتی در یکی از اتاق های دفتر مجمع تشخیص هم ساندویچش را تهیه کند یا از سفارت انگلیس تهیه کند!
فرزند دیگرش هنر ش این است که یک ملت را برای آمدنش منتظر بگذارد! از بس که این پسرش با احساس و حتی پول های مردم بازی می کند.....
خلاصه خودش هم هنر اش این است که پشت رهبری را خالی کند و بر علیه اش هم سخنرانی کند! بالاخره از انسان های انقلابی همچین هنر کم دیده شده است و خودش جای تعجب دارد !
یکی از هنر های بلامناضعش این است که تمام خراب کاری های خودش و دوستش را بر سر کس دیگری خالی کند!
باز هم جای تعجب بسیاری دارد!
از بس دیدن این مرد هنر زیادش ! گفتن اگر این مرد در نماز جمعه بماند حیف می شود و برای شکوفایی استعداد هایش از نماز جمعه فرستادند ش بیرون تا بتواند هنر هایش را بیشتر آشکار کند!
هنر خیلی مهم دیگری که می شود از این مرد گفت این است که فتنه گران را فرزندان این ملت معرفی کند!
کلا هر انسانی یک هنر دارد!
هم دشمنانش او را دوست ندارند و هم دوستانش او را دوست دارند!
خدا برای دوستانش حفظش کند که وزنه ایی است برای خودش!!!!!
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: هاشمی ، رفسنجانی ، اظهارات ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 1 دی 1390 07:37 ب.ظ
گریه بر ستم که شده یا گریه برای معرفت به مظلوم
شنبه 12 آذر 1390 10:45 ب.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ،
نمی دانم! خیلی به این مغز نداشته ام فشار آوردم! هر کاری کردم چیزی به ذهنم نرسید! حتی خواستم درباره ی بعضی از این مداحی ها که مثلا مداحی هستند مطلبی بنویسم دیدم خیلی جای بحث و تفکر دارد! شاید در حوزه ی تخصص نداشته ی من نیست! اصلا من تخصصی ندارم!
یکی از این وبلاگ ها که به بنده ی حقیر ارادت خاصی دارد برای من کامنت یا همان نظری گذاشته بودم که نوشته بود آپم! خب ما هم رفتیم ببینیم چه نوشته است! مطلب خوبی بود! یاد یک چیز از استاد توانا دانشمند افتادم احتمالا شما هم فیلمش را دیدید . منظورم همانی که درباره مظلومیت امام زمان (عج) سخنرانی کرده است! خیلی جالب انصاف گفت : گفتش برای امام زمان با احساس گریه نکنید و با معرفت به آن حضرت دعا کنید و یا شاید توی این مایه ها!!!

امشب ها که مردم برای عزا داری به هیات ها و مساجد و غیره می روند نمی دانم چقدر از روی معرف برای امام حسین گریه می کنند ! اصلا بگذارید خودم را بگویم ! من که نمی دانم معرفت به امام حسین یعنی چی؟ یا مغز و آی کیوی خودم مشکل داشته و یا به من یاد نداده اند که معرفت نسبت به امام یعنی چی؟
یک زمانی بود و حالا حالا هم امام خامنه ایی به آن نکته در عزادازی ها تاکیید فراوان می کنند که این قدر مثلا از زور و بازوی حضرت عباس و یا زیبایی آن حضرت نگویید! از کرامات آن حضرت بگویید.
معرفت آن نیست یکی مثل من تند تند جدید ترین مداحی ها را دانلود کند و یا مثل دیگری هر روز هر کاری بکند و تا محرم شد بشود عابد و زاهد و عزادار.
قربانت بشوم امام حسین که حتی ارامنه برای شما عزاداری می کنند ولی ما و به خصوص من که هیچی از دین نمی فهم خودم را متدین و شیعه ی آن حضرت بدانم!
یکی نیست به من بگوید اگر راست می گویی !؟ چرا اینجا نشستی و نرفتی هیات؟
خیلی از ما ها ادای روشن فکری در می آوریم و یکی مثل من ادعای علم بودن و نگران بودن به مسائل دین را می کند؟!
باز هم نفهمیدم که معرفت به امام یعنی چی ؟
آهای آقای مداح که ذکر حسین حسین ات مثل این ترانه های اکسیژن می ماند!
آهای آقای سخنران که مردم برای سخنرانی ات سر و دست می شکنند!
آهای آقای میان دار ....
آهای خودم ! چرا امشب قاطی کردی؟
همین.....
اماما ! اگر در کربلا و در آن زمان نبودم نمی دانم خدا را شکر کنم یا حسرت بخورم!
نمی دانم ! چون خودم را در نیافتم تا امامم را در بیابم... معرفت ندارم یک کلام!
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عاشورا ، معرفت به امام حسین ، محرم ،
آخرین ویرایش: شنبه 12 آذر 1390 11:13 ب.ظ
عکس/ اخم احمدی نژاد به سفیر انگلیس
پنجشنبه 10 آذر 1390 03:31 ب.ظ
ارسال شده در: عکس ها ، تصاویر ویژه ،
دو تصویر جالب از " بی میلی و اخم احمدی نژاد به انگلیس" در دیدار با سفیر انگلستان در زمان معرفی سفیر جدید در گذشته....


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: عکس احمدی نژاد با سفیر انگلیس ،
آخرین ویرایش: - -
احمدی نژاد در لباس آتش نشانان! / دور چهارم سفر های استانی + تهران
پنجشنبه 10 آذر 1390 03:07 ب.ظ
ارسال شده در: عکس ها ، تصاویر ویژه ،



دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: دکتر احمدی نژاد ، تصاویر ، عکس ،
آخرین ویرایش: - -
دو برادر!
پنجشنبه 26 آبان 1390 05:13 ب.ظ
ارسال شده در: نظرات درونی من ، طنز سیاسی ،
دو برادر !
دو برادر بودندی ! یک پیرتر بید و آن یکی کمی جوان تر بیدی! آن یکی که پیر تر بید ! کمی با رفیق آن جوان تر بیده بد بید!
آن که جوان تر بیدی! مشکل یا مشکلاتی داشتندی! یکی از آن مشکلات !این بید که جلوی دهان خودش را نمی گرفتی!
ولی آن که پیر تر بید ! مشکلش کمی بزرگتر بیدی! مشکلش این بید که علاوه بر این که دهان خود را نمی بستی ! نامه نگاری نیز می کردی!
خلاصه جونم برای شما بگوید که این دو برادر بودند یکی در دولت عزیز و دیگری در دولت غریب بود!
یکی درباره سوریه موضع می گرفت و دیگری درباره اسرائیل! یکی درباره عفو مجرمان حرف می زد و دیگری کلاس خداشناسی برای حاضران در همایش ها ترتیب می داد! یکی خودش را حامی رهبر می دانست و دیگری خدمتگذار رهبر !
یکی به رهبری نامه می نوشت! و دیگری از طرف رهبری نامه می گرفت !
یکی در مناظره تته و پته اش روی آب می رفت و دیگری خواب های خوش در سر می پراند!
یکی علاقه به ایرانی ها داشت! و دیگری به ایرانی های وطن فروش علاقه داشت!
یکی خانه اش به ظاهر اجاره ایی بود و دیگری خانه اش از پدرش به ارث برده بود!
یکی بچه هایش همگی آقازاده بودند و دیگری خودش از صد تا آقازاده جلوتر بود!
یکی خودش را یار نائب امام می دانست و دیگری خودش را اتصال کوتاه به خود امام می دانست!
یکی در انتخابات یا حرف زد بد شد و یا حرف نزد بد شد و دیگری هی حرف می زد خوب نشد!
یکی همه کاره دولت بود و دیگری همه جوره از فتنه گران حمایت کرد!
یکی شده بود پرچم دار انحرافات و دیگری شده بود پرچم دار بی بصیرت ها!
یکی شده بود مثل هاله نور و دیگری نور افکنش سوخته بود!
یکی از بشار بدش می آمد و دیگری از هدیه خوشش می آمد!
یکی از ایران خوشش می آمد و دیگری علاقه به آمریکا .....
یکی سعودی ها قبولش داشتند و دیگری ایران گردان را !
یکی سابقه های فراوان داشت و دیگری سابقه های فراوان پیدا کرد!
یکی هی بهش می گفتند برو و دیگری هی بهش می گفتند نرو!
یکی هی می گفت مهدی بیا و دیگری هی می گفت مهدی نیا!
یکی هی در وبلاگش می گفت فلانی منحرف شده و دیگری هی می گفت منحرف خودتی !
یکی موش به سوراخش نمی آمد و دیگری موش را از سوراخش بیرون می کرد!
یکی قصد ریاست داشت و دیگری قصد ادامه ریاست داشت!
یکی در مک فارلین چی کار کرد و دیگری در آمریکا چی کار نکرد!
یکی برای دیگران آیت الله بود و دیگری برای دیگران نشانه انحراف در کس دیگری بود!
یکی مثل من بیکار بود و دیگری مثل تو بیکار تر از من! آخه زندگی دو برادر به من و تو چه؟
پی نوشت به :
حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی
حضرت حجت السلام سید محمد خاتمی
حضرت آیت الله یوسف صانعی
حضرت حجت السلام سید حسن خمینی
مهندس اسفندیار رحیم مشایی
مهندس یا دکتر میرحسین موسوی
آقای بقایی
دکتر محمد رضا باهنر
دکتر علی مطهری
دکتر محمود احمدی نژاد
حضرت حجت السلام مهدی کروبی
بیت مرحوم منتظری
سازندگان زحمت کش سی دی انحرافی
دکتر علی لاریجانی
جناب آقای مهدی هاشمی رفسنجانی
سرکار خانم فائزه هاشمی رفسنجانی
دکتر عبدالله جاسبی
بشار اسد
سروش
گوگوش
ملوش
و البته گنجی
ملک عبدالله سعودی
باراک اوباما
علی اکبر جوانفکر
و دیگر دوستانی که در ساخت فتنه ها و حوادثی برای کشور و نظام زحمات بسیار ریختند و با سپاس از شخص رئیس جمهور که با برکنار ننمودن دوست عزیزشان سوژه ها را برای ما وبلاگ نویسان باقی می گذارند.
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مشایی ، هاشمی ، سوریه ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 26 آبان 1390 05:21 ب.ظ
حضور امام خامنه ایی در مراسم تشیع باشکوه شهدا جهاد خود کفایی سپاه
دوشنبه 23 آبان 1390 10:51 ب.ظ
ارسال شده در: صوت و تصویر (چند رسانه ایی ها) ،
دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شهدای جهاد خود کفایی سپاه ،
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...
تبلیغات


